سفارش تبلیغ
صبا
چون کارها همانند شود یکى را بر دیگرى قیاس کردن توانست و پایان آن را از آغاز دانست . [نهج البلاغه]
 
یکشنبه 92 آذر 24 , ساعت 4:42 عصر

جا می خورد از تـُـــردی ســــــاق تو پرنده!

ایمـــان منی سست و ظریف و شکننــده !

هم , چون کف امواج «خـزر» چشم گریزی

هم , مثل شکوه«سبـــــلان» خیره کننده !

می خواست مرامرگ دهد آنکه نهاده ست

بر خــــوان لبـــــان تو , مربــــــای کشنده !

چون رشتهء ابریشــم قالیچهءشرقی ست

بر پوست شفــــــاف تو رگ هــــای خزنده!

غیر ازتو که یک شاخــهء گل بین دو سیبی

چشم چـــه کسی دیده گل میـوه دهنده ؟

لب هـــای تو انـــــدوختــهء آب حیات است

اسراف نکن این همـــه در مصـــرف خنده!

ای قصهءموعــــود هــــــزار و یکمین شب

مشتـــــاق تو هستـــند هزاران شنــــونده

افسوس که چون اشک , توان گذرم نیست

از گــــونهء سرخ تــــــو ـ پل گریه و خنده !

عشــــق تو قماری ست کـه بـــازنده ندارد

ای دست تو پیـــــــوسته پر از برگ برنده !

شما هم می توانید قیمت کیف آلوما والت را در سایت ببینید .



لیست کل یادداشت های این وبلاگ